
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلکجا دانند حال ما سبکباران ساحلهاهمه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخرنهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلهاحضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظمتی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها ...
ادامه مطلب
یه مشکلاتی هم که شکل می دن به خودشون!و توهم بودن پیدا می کنن!به خاطر تعبیر و تفسیر و گمانِ کج و مُوَجِ!!نیازمندیم به اینکه یه بارِ دیگه فرهنگ لغتمون،انبار واژه های توی ذهنمون! رو به سامان کنیم؛به غیر از پیشرفت زبان،_ این نوعِ نوآورانه ی بَشر _ _ که بیشتر لطف خداست و شاید همه اش!! _نیاز داریم انقلاب فهم واژه ها به پا کنیم،درون خودمون.بدون شناخت نیروی کلمات، شناخت انسانها غیر ممکن است. - کنفسیوس، منتخبات ...
ادامه مطلب