دل را کز آسمان و دایره ی افلاک بزرگ تر است و
فراخ تر و لطیف تر و روشن تر،
بدان اندیشه و وسوسه چرا باید تنگ داشتن و عالم
خوش را بر خود چون زندان، تنگ کردن؟
چگونه روا باشدعالم چو بوستان را بر خود چو
زندان کردن؟
همچو کرمِ پیله، لعاب اندیشه و وسوسه و خیالات
مذموم بر گردِ نهادِ خود تنیدن، و در میان زندان
شدن و خفه شدن.
ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم
_شمس تبریزی، مقالات شمس_
_ از کتاب "روانِ روان در نهانِ نهان" نویسنده دکتر عبدالعظیم کریمی_
ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم
آرامشی یافتم که نپرس!
ما را در سایت هنر آدم ، ارج نهادن به خوبی هاست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2