کلام تو مثل جرقه های روشنیْ، تویِ ذهنم،
عمق تاریکی ها و فراموشی هامو نشونم میده!
یادمه مدرسه که می رفتم،با آهن ربا و براده های آهن،
یه آزمایش ساده، برای دیدنِ، نیروی مغناطیسِ آهن ربا، انجام می دادیم،
براده هایی که نزدیک تر بودن، خیلی متراکم تر و قوی تر به آهن ربا می چسبیدن،
براده های دورتر پراکنده تر و تنها تر می شدن!
یه مثالی شده برای ذهن و دلِ محدود ،وَ راه به جایی نَبَرِ من،
که حس می کنه این جاذبه شباهتی کوچیک با جاذبه تو داره!
توی فاصله هایِ دورتر از تو،
فکر و ذهن و دلم، به پراکندگی ها و معلق بودن ها و ناآرومی ها مشغوله!
اطمینانی نیست، به حفظ شدن توی زندگی!
اما نزدیکی های تو هَمَشْ، جاذبه و گرمی و صمیمیته و محبت،
کمکم کن تحمل جاذبه ی تو رو داشته باشم _ اگه قرار بگیرم در میدان جاذبه ی تو، شایدْ
چرا که در خودم می لغزم
و هنوز در اسارت جاذبه های دورتر از جاذبه ی تو
بد گمانم به محبت تو!!
ما را در سایت هنر آدم ، ارج نهادن به خوبی هاست دنبال میکنید
برچسب: هدایت هاشمی,هدایتی,هدایت تحصیلی,هدایت الله متین دفتری,هدایت الله خادمی,هدایت هاشمی خندوانه,هدایت فیلم,هدایت لطفیان,هدایت الله آقایی,هدایت نور, نویسنده: بازدید: 8