دو روز پیش به ضرورتی، از خونه بیرون رفتم؛ از تاکسی کهپیاده شدم تابلوی نمایشگاه کتاب رو دیدم؛ منم که عاشق کتاب، اولویت اولم شد، دیدنکتابهای نمایشگاه ... یه نمایشگاه ساده و خیلی کوچیک ... اولین کسی بودم که اونروز صبح از کتابا دیدن می کرد ... همین طور که کتابا رو می دیدم متوجه دو تا کتابیشدم که از مدتها پیش می خواستم بخرم اما جور نمی شد... و با تخفیف 50 % کتابهایی رو که می خواستم ، خریدم ... خداخیلی حکیمه ... حکمت دیر شدن ها رو فقط خودش می دونه .... وقتی کاری می خوای انجامبدی جور نمی شه، حاجتی می خوای برآورده نمی شه ... فقط فقط توکُلت به خـــــــدایبزرگ باشه ....
ما را در سایت هنر آدم ، ارج نهادن به خوبی هاست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8