بدبختی آدم از جاهای متفاوتی شروع میشه... یکی از این راه ها و مسیرها عقل کل شدن عده ی کثیر آدم هاست... وقتی همه توهم عقل کل بودن داشته باشن، به عبارتی همین وضعیت عقل کل بودن تقریبا ۹۹٪ جمعیت! (فرقی هم نمی کنه جمعیت کجا ... هر جا که نوعی از انواع بشر زیست کند!) باعث میشه حرف هم رو نفهمن!!!
چرا نمی فهمند حرف همدیگه رو؟؟! به دلیل اینکه همه فیلسوف و روانشناسن.... اما مبانی و اصول و شالوده ای که این فیلسوفان و روانشناسان متخیل! و متوهم علمشون رو، ____البته براشون ساخته و پرداخته کردن و اینها حمل می کنن این علوم غریبه!! رو____
ازش گرفته متعدد و پراکنده اند... و منشأش خواستگاه و تمایلات گونه گون و شاخه شاخه ی همین نوع بشر هستش....
جایی که آدم ها مبانی و اصول و شالوده هایی گونه گون برای فهم داشته باشن ... چیزی جز عقب گرد و پس رفت در رشد برای انسان نیست ... اختلافات زیاد میشه و حرف حق خریداری نداره... چرا که آدمی عقل کل بودن رو _حتی در تضاد با درجه تواناییش در فهمیدن شفاف و روشن _ترجیح میده...
این تصور که من عقل کل هستم؛ جمعیت آدم ها رو سرشار!!!! از تضاد و ریا و دروغ می کنه... و در نهایت آدم رو از نفس کشیدن در فضایی امن و ایمن محروم می کنه...
ما را در سایت هنر آدم ، ارج نهادن به خوبی هاست دنبال میکنید
برچسب: عقل کل,عقل کل چیست,عقل کلی و جزئی, نویسنده: بازدید: 9